جایگاه نماز از نظر دانشمندان بزرگ جهان

برای تبادل لینک کلیک کنید.

اهمیت نماز

هدف آفرینش انسان برای بندگی و معرفت خدای متعال است و در سایه پرستش خداوند است که انسان به کمال و مقام قرب الاهی می رسد. نماز، بهترین صورت اظهار عبودیت و بندگی خالق متعال است. التزام به نمازهای پنج گانه، سبب فضیلت روان و قدرت روحى است که انسان را از ارتکاب گناه و رفتار ناشایسته باز می دارد و نیروى تقوا را در روان انسانى قوی تر می کند. در این صورت است که می توان فهمید چرا نماز، کلید دروازه بهشت است. 

ناگفته نماند که نماز، یکی از اعمال عبادی است که ثوابی همچون کلید بهشت برای آن در نظر گرفته شده است؛ زیرا در روایات، محبّت به ائمه اطهار (ع)، ذکر لا إله إلا الله، صبر و ... نیز کلید بهشت شمرده شده اند. همچنین از این روایات فهمیده می شود که نماز با ایمان به توحید و یگانگی خداوند و محبّت اهل بیت (ع) عجین شده و وابستگی ویژه ای دارد.

هدف آفرینش انسان برای بندگی و معرفت خدای متعال است و در سایه پرستش خداوند است که انسان به کمال و مقام قرب الاهی می رسد. نماز، بهترین صورت اظهار عبودیت و بندگی خالق متعال است. التزام به نمازهای پنج گانه، سبب فضیلت روان و قدرت روحى است که انسان را از ارتکاب گناه و رفتار ناشایسته باز می دارد و نیروى تقوا را در روان انسانى قوی تر می کند. در این صورت است که می توان فهمید چرا نماز، کلید دروازه بهشت است.

 

ناگفته نماند که نماز، یکی از اعمال عبادی است که ثوابی همچون کلید بهشت برای آن در نظر گرفته شده است؛ زیرا در روایات، محبّت به ائمه اطهار (ع)، ذکر لا إله إلا الله، صبر و ... نیز کلید بهشت شمرده شده اند. همچنین از این روایات فهمیده می شود که نماز با ایمان به توحید و یگانگی خداوند و محبّت اهل بیت (ع) عجین شده و وابستگی ویژه ای دارد.

 

در برخی از منابع اسلامی آمده است که پیامبر (ص) فرمود: «کلید بهشت، نماز است».

 

با توجّه به آیه شریفه «و نماز را برپا دار، که‏ نماز (انسان را) از زشتی ها و گناه باز مى ‏دارد».و برخی احادیث دیگر در باره نماز، می توان فهمید که چرا نماز، کلید بهشت است. چنانچه پیامبر اکرم (ص) فرمود: «نماز ستون دین است. هر کس آن را انجام ندهد، دین خود را از بین برده است»

 

همچنین فرمود: «هیچ نمازى وقتش فرا نمى ‏رسد، مگر آن که فرشته ‏اى در برابر مردم ندا مى‏ دهد که بپا خیزید و آتش هایى را که بر پشت خویش برافروخته ‏اید، با نماز خود خاموش کنید».

 

توضیح آن که: هدف آفرینش انسان برای بندگی و معرفت خدای متعال است، و در سایه پرستش خداوند است که انسان به کمال و مقام قرب الاهی می رسد. نماز، بهترین صورت اظهار عبودیت و بندگی خالق متعال است. به علاوه، اصل پرستش و نیایش در فطرت هر انسانی قرار دارد، و او با انجام واجباتی مانند نماز، این حقیقت را در وجود خویشتن إحیا و زنده و پرورش داده و خود را در مسیر نیکی ها و پرهیز از زشتی ها قرار می دهد. التزام به نمازهای پنج گانه، سبب فضیلت روان و قدرت روحى است که انسان را از ارتکاب گناه و رفتار ناشایسته باز می دارد و نیروى تقوا را در روان انسانى قوی تر می کند. در این صورت است که می توان فهمید چرا نماز، کلید دروازه بهشت است.

 

ناگفته نماند که نماز، یکی از اعمال عبادی است که ثوابی همچون کلید بهشت برای آن در نظر گرفته شده است؛ زیرا در روایات محبّت به ائمه اطهار (ع)، ذکر لا إله إلا الله، صبر و ... نیز کلید بهشت شمرده شده است؛ از این رو، کلید بهشت بودن، منحصر به نماز نیست، ولی چون نماز از واجباتی است که انسان بیشتر از عبادات دیگر با آن سر و کار دارد و به بیانی از عبادات غیر موسمی است، انجام آن به عنوان یکی از مهم ترین واجبات، با شرایط آن دارای ثوابی همانند بهشت است. همچنین از این روایات فهمیده می شود که نماز با ایمان به توحید و یگانگی خداوند و محبّت اهل بیت (ع) عجین شده و وابستگی ویژه ای دارد.

جایگاه و ارزش نماز از نظر دانشمندان بزرگ:

. «ويليام جيمز» روان شناس بزرگ امريکايي مي گويد: «دعا و نماز و به عبارت ديگر, اتصال با روح عالم خلقت و جان جانان, کاري اثر بخش و داراي نتيجه است. ثمره آن عبارت است از ايجاد يک جريان قدرت و نيرويي که به طور محسوس داراي آثار مادي و معنوي است.»

2. دکتر «وين داير»: «من در حال نماز به شيوه اي باور نکردني از نور الهي برخودار مي شوم و احساس مي کنم همه وجود من, روح است هر چند هنوز از داشتن جسم آگاه هستم و هنگامي که از اين احساس روحاني و سير و سياحت در عالم روح به جسم خود باز مي گردم, احساس قدرت مي کنم گويي جسم من آگنده از مقدار زيادي انرژي شده است.»

3. «کارل يونگ» روان شناس بزرگ معاصر: «واقعه نماز و دعاي جمعي, بهره گيري از حيات فائق و متعالي است که برتر از همه مرزها و حدود زماني و مکاني است و لحظه اي جاويد و ابدي در زمان است.»

4. «روژه گارودي» فيلسوف و دانشمند مشهور فرانسوي: «در نماز انسان به خود باز مي گردد و همه هستي را در وجود خويش احساس مي کند و چنين است که انسان با ايمان به ستايش وادار مي شود.»

5. دکتر «فرانک لاباخ» دانشمند مشهور اروپايي از قول دانشمند ديگري چنين مي گويد: «اي خداوند! ساعت کوتاهي که در حضور تو صرف مي شود چه تغيير عظيمي به وجود مي آورد چه بارهاي سنگيني بر اثر آن از سينه ها برداشته مي شود و چه زمين هاي خشکي که بر اثر رگبارهاي دعا شاداب مي گردد ... .»

6. «مهاتما گاندي» رهبر بزرگ هند چه زيبا مي گويد: «دعا و نماز, زندگي مرا نجات داده است, من بدون آن مدت ها پيش ديوانه شده بودم. من در تجارب زندگي عمومي و خصوصي خود تلخ کامي هاي بسيار سختي داشته ام که مرا دستخوش نااميدي مي ساخت اگر توانسته ام بر اين نااميدي ها چيره شوم به خاطر دعا و نمازهايم بوده است. دعا و نماز را مانند حقيقت, بخشي از ندگي خود به شمار نمي آورم بلکه تنها به خاطر نياز و احتياج شديد روحي آنا را به کار مي بسته ام, زيرا اغلب خود را در حال و وضعي مي يافتم که احتمالا بدون نماز و دعا نمي توانستم شادمان باشم. هر چه زمان مي گذشت اعتقاد من به خدا افزايش مي يافت و نياز من به دعا ونماز بيشتر مي شد و صورتي مقاومت ناپذير به خود مي گرفت. بدون آن زندگي سرد و تهي بود. به همان اندازه که غذا براي بدن لازم استع دعا و نماز براي روح ضرورت دارد. در واقع آن قدر که دعا و نماز براي روح لازم است, غذا براي بدن ضرورت ندارد زيرا اغلب لازم است به خاطر سلامت بيشتر خودمان گرسنگي بدهيم و از غذاخوردن خودداري کنيم, اما در مورد دعا و نماز چنين اجتنابي نمي توان وجود اشته باشد.

گاندي در جاي ديگر مي گويد: «من کوچکترين شکي ندارم که نماز و دعا, وسيله غير قابل انکاري براي پاک کردن قلب از اميال نفساني است ولي بايد با منتهاي تواضع آميخته گردد.»

7. دکتر «الکسيس کارل» فيزيولوژيست معروف فرانوسي مي گويد: «حالت دعا و مناجات, اثراتي در اعضاي بدن ما به جا مي گذارد که در نوع خود بي سابقه است اين اثر در روزهاي اول آن قدرها جالب توجه نيست اما کم کم وقتي عادي شد, هيچ لذتي نمي تواند با آن برابري کند.»

و در جاي ديگر مي گويد: «نيايش, پرواز روح است به سوي خدا يا حالت پرستش عاشقانه اي است نسبت به آن مبدأيي که معجزه حيات از او سرزده است و بالاخره نيايش, نمودار کوشش انسان است براي ارتباط با آن وجود نامرئي, آفريدگار هستي, عقل کل, قدرت نامحدود و خير مطلق.»